چت رومclose
آوای گیاه
با سلام به انـجمن تخصـــصی و سرگرمیــ جذاب آنلاین خوش آمدید.امیدواریم در جذاب آنلاین لحظات خوب و خوشی را سپری کنید.از شما تقاضا داریم که با نظرات و پیشنهادات و انتقادات سازنده ما را در مدیریت بهتر انجمن یاری بفرمائید ** سپاس بي پايان .
ads
تعداد بازدید 25
نویسنده پیام
kimiya آفلاین
ارسال‌ها : 5
عضویت: 5 /6 /1393
تشکر شده : 2
آوای گیاه


از شب ریشه سر چشمه گرفتم ، و به گرداب آفتاب ریختم
بی پروا بودم : دریچه ام را به سنگ گشودم
مغاک چنبش را زیستم
هوشیاری ام شب را نشکافت ، روشنی ام روشن نکرد:
من تو را زیستم ، شبتاب دوردست!
رها کردم ، تا ریزش نور ، شب را بر رفتارم بلغزاند
بیداری ام سر بسته ماند : من خوابگرد راه تماشا بودم
و همیشه کسی از باغ آمد ، و مرا نوبر وحشت هدیه کرد
و همیشه خوشه چینی از راهم گذشت ، و کنار من خوشه ی راز از دستش لغزید
و همیشه من ماندم و تاریک بزرگ ، من ماندم و همهمه ی آفتاب
و از سفر آفتاب ، سرشار از تاریکی نور آمده ام:
سایه تر شده ام
و سایه وار بر لب روشنی ایستاده ام
شب می شکافد ، لبخند می شکفد ، زمین بیدار می شود
صبح از سفال آسمان می تراود
و شاخه ی شبانه ی اندیشه ی من بر پرتگاه زمان خم می شود.

چهارشنبه 05 شهریور 1393 - 14:50
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :